اللّهم عجّل لولیک الفرج

همه گویند به امید ظهورش صلوات

کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات

 

 

اللّهم عجّل لولیک الفرج

ثواب قرض الحسنه را می دانید

قرض الحسنه دادن


در قرآن کریم می‌خوانیم « وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ؛ و قرض الحسنه به خدا بدهید، گناهان شما را محو می‌كنم و شما را در باغ هایی از بهشت كه نهرها از زیر درختانش جاری است وارد می‌كنم.»[ مائده ایه ۱۲]

 

از اهمیت این مسئله است که خداوند به کسی که قرض می‌دهد گناهانش را می‌بخشد و می‌فرماید جای او در بهشت است و از این بالاتر خدا این قرض را به خودش نسبت می‌دهد .

 


در روایت از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم ) که می‌فرماید : « كسی که به برادر مسلمان خود قرض دهد، در برابر هر درهمی كه قرض داده هم وزن كوه احد و كوه رضوان و کوه سینا، حسنات خواهد داشت و اگر برای وصول آن مدارا كند، از پل صراط همچون برق جهنده بدون حساب و عذاب خواهد گذشت.»


چه خوب است که انسان از آنچه نعمت های که خدا به او داده برای رفع نیاز نیازمندان به انها قرض دهد که اجر زیادی هم دارد و از همه فضیلت ها و ثواب ان بهره می‌برد در این کار هم اطاعت خداوند را انجام داده است هم اطاعت رسول خدا و هم خشنودی بندگان خدا .


 امام صادق ( علیه السلام ) می‌فرماید « کسی صدقه می دهد ثوابش ده برابر است و کسی که قرض می دهد ثوابش هیجده برابر» 

در قران کریم می خوانیم : « وَ فِي أمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ؛  خوشا به حال آنان كه عامل به اين سنّت قرآني‌اند و برخوردار از صفات عالي انساني،»؛[ذاريات/۱۹]


چه خوب است که  همه ما از این سنت پسندیده عمل کنیم و به همنوعان خود کمک کنیم تا به این صفات عالی انسانی برسیم.

 

 

منبع : جنبش

نوشته شده توسط : نرگس

15عقوبت سبک شمردن نماز

نماز نخواندن

نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايی به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلی و ستونی باشد که دين بدان استوار مي‌گردد.


استاد مطهری در کتاب" آزادی معنوی" مي‌نويسد:

يکی از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شماردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است.

پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست.

ابوبصير هم که کور بود گريست.

بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودی و لحظه ی آخر امام را نديدی؛ جريان عجيبی رخ داد.

امام در يک حالی فرو رفت که تقريباً حال غشوه ای بود.

بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالای سر من حاضر شوند.

ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم.

وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد.

يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد.

اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."

 


در باب آثار و عقوبات، سبک شماردن نماز روايتی از حضرت ختمی مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:


"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ».

از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک می شمارند چه هست بر ايشـان.


اين سبـک شمردن صحبتهای مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع  خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد.

يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد.

البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم.

در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟


« قال رسول الله ( ص ) : فرمود: يا فاطمه کسی که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها،خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ،  شش تا در زندگـی دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود.


 اما شش خصلتی که خدا پيش مي‌آورد در دنيا برای کسانی که نمــاز را کوچک می شمارند:


1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهای خيــر، نه از شرّ.


2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم  بــر مي‌دارد.
برکت از روزی هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.


3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزی که مبتلا مي‌شود اين است که خدای متعال سيمــای صالحان را از او بر میگيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيمای صالحــان در او نيست.

اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهری است، سيمای صالحان يک چيزی است که اهل دل و اهل ذوق میفهمند.


4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـی که انجام میدهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــری به آن داده نمی شود.


5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمی اش اين است که دعــای او مستجاب نمیشود.


6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعای صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعنی صالحان که برای مومنيــن و مومنــات دعاهايی مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعای صالحان حظّـــی برايشـان نيست.
اين شش خصلتی  که در دنيا پيش مي‌آيد برای آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.

 


و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او می رسد:

1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌بــار مي‌شود.


2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه می شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهری و دنيوی است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگی و تشنگی شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزی غيــر از گرسنگی دنياست.


3- « والثالثة يموت عطشانا »، سومی هم اين است که در حال تشنــگي است.

 


 اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:

1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلی چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب میکند در بـــرزخ.


2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا برای او پيش می آورد اين است که عــالم قبرش برای او تنگ میشود؛ اين را ديگر نمیفهميم که چگونه تنــگ ميشود.


3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومی اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــانی مي‌شود.

 


اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي‌آيد :

وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم میگذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه "رو مي‌برند" توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي می برند.


« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومی اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدی از او مي‌کشند.


« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست.

 

 

منبع : تبیان

نوشته شده توسط : نرگس

چرا با در بسته مواجه می شویم؟

در بسته

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با درهاى بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است.

 


سبب بسته بودن درها چه کسی است خودمان یا خداوند؟


آری گاهی خداوند برای امتحان بندگانش سختی قرار داده است اما برخی از سختی ها را خود به زندگیمان راه می دهیم، علت آن چیست؟

مدت ها به دنبال این علت می گشتم تا به آیه ای برخوردم: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» ( طه/124)  و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏كنیم.»


«یاد خدا» عجیب است؛ چیزی که هم دنیا را در پی دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشیم زندگی در دنیا سخت خواهد بود.با کلمه «یاد خدا» به یاد آیاتی می افتم که بارها شنیده ایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» آری با یاد خدا دل ها آرام می شود. در واقع یاد خدا مایه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشی آن مایه اضطراب و ترس و نگرانی.

 

 علت فراموشی یاد خدا

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست            تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز


یعنی انسانی که خودش را معیار همه چیز قرار داده و همه را برای خودش می‌ خواهد. به همین جهت از حضور خدای متعال، غافل می‌گردد. برای رهایی از این مانع باید به درمان خود بینی بپردازیم تا بتوانیم خدای خود را بیاد داشته باشیم .

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

 


معنای حقیقی اعراض از خدا در روایات

در روایات اسلامى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً چیست؟

فرمود: اعراض از ولایت امیر مومنان علیه السلام است. (تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 405)
آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابر مردى كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها كه این الگوها را فراموش كنند، در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.

 

 مصادیق اعراض از خداوند

یاد خداوند متعال فقط ذکر زبانی نیست، آنچه مهم است این که ایمان در مرحله عمل هم خود را نشان دهد و به اظهار لفظی بسنده نکند چرا که اگر انسان فقط به ذکر لفظی اکتفا کند، به پیامد های ناشی از اعراض یاد خدا، مبتلا خواهد گردید.

از جمله مصادیق عملی می توان اسراف را یاد کرد؛ به این معنا که نعمت هاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسیر هاى غلط به كار انداختند و اسراف چیزى جز این نیست كه انسان نعمت را بیهوده بر باد دهد. (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 332)

 

اگر من با زبان خود دروغ، غیبت، تهمت و...همه را انجام دهم به گونه ای از آن چه خداوند به من اعطا نموده در جهت ناپسند استفاده نموده ام که این خود نمونه از اعراض از یاد خداوند است.

اگر خداوند به من قدرت جسمی و یا مالی اعطا نموده و من به واسطه این ها به دیگری ظلم کنم، باز این هم نمونه ای از اعراض خداوند است.


با توجه به روایات، مهم این است که در مسیر ائمه علیهم السلام حرکت کنیم و آن ها را به عنوان الگو قرار دهیم و ببینیم آن ها در عمل و رفتار خود چگونه خدا را یاد می کنند.

اگر بخواهیم ائمه علیهم السلام را الگو قرار دهیم زندگیمان باید شبیه آنان گردد؛ باید از ظلم، دروغ، غیبت، خیانت در امانت و... همه به دور باشیم که این ها همه مصادیقی از اعراض خداوند است.

«به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  

 

 
پی آمد های اعراض از ذکر خدا

غفلت از یاد خدا آثار زیانبار و ویرانگری به دنبال دارد که در زیر به برخی از این اثرات سو آن، نگاهی خواهیم انداخت:


1. تنگی معیشت و کوری در قیامت

در آیه 124 سوره طه خداوند بیان می کند اگر از ذکر من رویگردان شوید زندگی را برایتان سخت و روز قیامت شما را کور محشور می کنم و در ادامه خداوند علت نابینایی را بیان می کند: « این به خاطر آن است كه آیات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشیدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد" (قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى) (126، طه) (تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 327)

 


2. همنشینی با شیطان

 وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ «و هر كس از یاد [خداى‏] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد. » (زخرف/ 36)

 

3. قساوت قلب

کسی که به هر دلیلی از ذکر و یاد خدا، دوری می ‌کند همچنانکه یکی از فواید ذکر خدا، بصرت دل و نورانیتش می ‌باشد در مقابل با دوری از یاد خدا، به قساوت قلب مبتلا می ‌گردد، چنانکه به حضرت موسی علیه السلام وحی گردید که ای موسی «به درستی که فراموشی یاد من، قلب ها را سخت می‌ گرداند» چرا که تنها با یاد خدا دل ها زنده می ‌شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.  

 

منبع : تبیان

نوشته شده توسط : نرگس

ناموس

 

 

نوشته شده توسط : نرگس

فرصت های طلایی برای استجابت دعا

 

استجابت دعا

روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که حضرت فرمودند: «هُوَ الدُّعَاءُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا وَ هِیَ سَاعَةُ إِجَابَةٍ»؛  دعا کردن در این زمان‏ ها ـ ‏قبل از طلوع و غروب آفتاب‏ _ باعث استجابت دعا است. (الکافی، 2 ، 522)


یا برای هنگام زوال در روایت آمده است: «کَانَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ یُصَلِّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ هَذِهِ سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُحِبُّ أَنْ یَصْعَدَ لِی فِیهَا عَمَلٌ صَالِحٌ». پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله وقتی که نزدیک ظهر می ‏شد، چهار رکعت نماز می‏ خواندند. چرا؟ می‏ فرمودند چون این ساعت زمانی است که در‏های آسمان‏ باز می ‏شود و من دوست دارم کار نیکی از من در این ساعت بالا رود. (مستدرک الوسائل، 3، 67)
پس در واقع زمان ها برای دعا تأثیر گذارند.

خداوند در قرآن برای یاد کردن و تسبیح گفتن زمان های خاصی بیان نموده است. شاید این زمان ها فرصت هایی طلایی است، فرصتی که باز خداوند به ما داده که به او نزدیک تر گردیم مانند شب قدر که گویند یک شب هزار شب است یا زمان سحرها و.....

خداوند در قرآن زمان تسبیح را برای ما بیان نموده است.

 

 تسبیح گفتن چه معنایی دارد؟

تسبیح در قرآن كریم، در حدود 85 بار با واژه‌ های گوناگون استعمال شده است و در روایات و ادعیه نیز، بسیار بكار رفته است.

تسبیح از سبّح گرفته شده است و سبّح حركت سریع در آب و هواست، گفته می ‌شود: (سَبَحَ سَبْحاً و سباحةً) یعنی شنا كرد شنا كردنی. و برای حركت ستارگان در فلك و حركت اسب و با سرعت به دنبال كاری رفتن، استعاره شده است. (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 227)

خداوند در قرآن برای یاد کردن و تسبیح گفتن زمان های خاصی بیان نموده است. شاید این زمان ها فرصت هایی طلایی است، فرصتی که باز خداوند به ما داده که به او نزدیک تر گردیم مانند شب قدر که گویند یک شب هزار شب است یا زمان سحرها و.....
در اصطلاح، تسبیح، تنزیه خداوند متعال است و اصلش حركت سریع در عبادت خداوند است. (المفردات، ص 227)


از امیر‌ المومنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) سوال شد كه تفسیر سبحان اللّه چیست؟

امام ‌(علیه السلام) فرمودند: تسبیح، تعظیم و بزرگ داشتن جلال خداوند عزّوجل و تنزیه او از هر چیزی است كه هر مشرك درباره خدا گفته است، پس هنگامی‌كه بنده سبحان اللّه گوید، هر ملك بر او صلوات و درود فرستد.( محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 90، ص 177)

تسبیح در حقیقت، نشانگر اعتقاد تسبیح كننده است، كه هرگونه نقص و حاجت را از خداوند نفی می كند.

 

 زمان تسبیح

در آیات، تعابیر متعددی درباره زمان تسبیح، وارد شده است  آیاتی كه در آنها، تسبیح به صورت فعل مضارع به كار رفته است مانند: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ .... »(سوره جمعه، آیه 1)

و…. افاده استمرار می‌كند. در واقع یعنی تسبیح آنان مستمر بوده و كم ‌ترین وقفه‌ای در تسبیح آن ها وجود ندارد. و اگر  فعل ماضی به کار رود مانند «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ...» (آیه اول سوره صف) خبر از قطعیت و حتمیت می دهد.


آیاتی هم به زمان های مخصوصی اشاره کرده است كه مخاطب مستقیم آن، حضرت رسول‌ (صلی الله علیه و آله) و مخاطب غیر مستقیم آن، تمام مسلمانان می ‌باشند: مانند آیات 39 و 40 سوره مبارکه ق « فَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوبِ * وَمِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ »

تسبیح، تعظیم و بزرگ داشتن جلال خداوند عزّوجل و تنزیه او از هر چیزی است كه هر مشرك درباره خدا گفته است، پس هنگامی‌كه بنده سبحان اللّه گوید، هر ملك بر او صلوات و درود فرستد


برخی از مفسّران، نماز های پنجگانه را به آیه فوق تطبیق داده‌اند، بدین ترتیب «قبل طلوع الشمس» یعنی نماز صبح، «قبل الغروب» یعنی عصر و یا ظهر و عصر، «ومن اللیل فسبّحه» یعنی مغرب و عشا، «وأدبار السجود» یعنی نوافل بعد از نمازها و یا نافله مغرب. ( تفسیر المیزان، ج18، ص 362)

این آیات تقریباً شبیه آیه 130 سوره طه است: « ... وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى»

 


خداوند متعال در آیات سوره مبارکه ق پیامبر صلی الله و علیه وآله را در برابر لجبازی ها و استهزای مشرکان و آنچه که به وی نسبت می دادند؛ دعوت به صبر می نماید و در ادامه می فرماید: پروردگار خود را با تسبیح عبادت کن.


مراد از تسبیح در این آیات بنا به نظر اکثر مفسران، نمازهای پنجگانه است،

البته در برخی از روایات نیز، اذكار مخصوصی برای قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب، ذكر شده است ولی به هر حال می ‌توان گفت كه این تفسیرها با هم منافاتی ندارد. (تفسیر نمونه، ج13، ص 338 )

 

 

منبع : تبیان

نوشته شده توسط : نرگس

میلاد حضرت معصومه "س" و روز دختر گرامی باد.

 

 

بر خود ببال و از آن دسته دخترانی باش

که پیامبر درباره ایشان فرمودند:

چه خوب فرزندانی اند دختران محجوب!

 

رابطه حق الناس با دعا کردن

 

 

حق الناس

از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند:

به من امر شد که قوم خود را بترسان و بگو: داخل مشوید در خانه ای از  خانه های من (یعنی مساجد) و حال آنکه برای بنده ای از بندگان من حقی نزد شما باشد که به او ظلم نموده اید به درستی که تا در محضر من به نماز ایستاده او را لعنت می کنم تا آن حق را به صاحبش برگرداند.

هر کسی که این حدیث را بخواند و کمی اعتقاد داشته باشد بسیار نگران خواهد شد. خیلی از ما هر روز به راحتی حق دیگران را ضایع می کنیم. شاید اگر این حدیث آویزه گوش ما باشد مشکلات ما و جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بسیار کمتر باشد.

 

رعایت حقوق دیگران که اینقدر در اسلام به آن توجه شده است می تواند بسیاری از معضلات اجتماعی را حل کند. هر کسی در هر موقعیتی و با هر مسئولیتی می تواند به اندازه خود در اجتماع تاثیر مثبت بگذارد فقط با این فکر که حق الناس را رعایت کند.

به عنوان مثال کارمند با پاسخ به ارباب رجوع با درست کار کردن،مدیر با دلگرم کردن پرسنل خود، کارگر با نگهداری صحیح از ابزاری که به او سپرده شده است.

اینها حق الناس را رعایت کرده اند ولی کافیست هر کدام از این افراد یکبار اشتباه کنند زیر دین حق الناس رفته اند.

البته نباید نا امید بود حتی اگر فرصت کافی برای ادای دین نباشد با توبه و احسان در راه خدا می توان از بار گناه کاست.

اما ساده ترین و بهترین راه این است که سعی کنیم حق کسی را ضایع نکنیم به خصوص به عمد.

 

حضرت علی (ع) می فرمایند:

هنگام قیامت که زمان اجرای عدالت است وقتی که حق مظلوم را از ظالم می گیرند بسیار سخت تر از ظلمی است که در دنیا بر مظلوم رفته است.

و آن کس که مقامی دارد و بیت المال را به نفع خود و دیگران ضایع می کند باید پاسخگوی میلیون ها نفر در روز قیامت باشد راستی او فکر می کند چقدر اعمال نیکو دارد چقدر می تواند از آنچه جمع کرده برای انفاق استفاده کند تا حقوق ضایع شده را جبران کند!

 

بعضی ها فکر می کنند موقتا برای نیازی حقی را ضایع کنند و در آینده آنرا جبران کنند. اما نمی دانند که جبران آن بسیار سخت است بسیار سخت تر از آن حقی که ضایع کرده اند. باز هم می گویم از بخشش نباید نا امید بود ولی نباید با طمع بخشش و جبران در آینده گناه کرد، آنهم گناهی که به واسطه آن حق انسانی زیر پا گذاشته شود.

 

 پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:

در قیامت بنده ای که کار خوب بسیار دارد، در حالی که خوشحال است وارد محشر می شود، ناگهان مردی می رسد و می گوید: خداوندا! این شخص[در دنیا] به من ظلم کرده است، پس از کارهای نیک او گرفته می شود و به آن مظلوم داده می شود تا جایی که حسنه ای باقی نمی ماند و چون فرد دیگری می آید و حقش را طلب می کند، از گناهان او برداشته به بدهکار می دهند تا جایی که جهنم براو واجب می شود.

شاید بگویید که شما نفهمیده اید یا متوجه نبوده اید خداوند در این مورد حق خود را می بخشد اما وقتی ناخواسته حق دیگری را ضایع می کنید هر زمان که متوجه شدید باید از او دلجویی کنید. باید حقش را ادا کنید و گرنه حق الناس برگردن شماست.

 

همچنین امام محمد باقر فرمودند:

ظلم در دنیا تاریکی در آخرت است.

 

 رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:

میان بهشت و انسان هفت گردنه وجود دارد که آسان ترین آنها مرگ است.

پرسیدند سخت ترین آن ها کدام است؟

فرمودند: لحظه ای است که انسان در پیشگاه خداوند بایستد و کسانی که به آن ها ظلم شده دامن ظالم را بگیرند.

 

پس باید بسیار مراقب باشیم که از این سخت ترین گردنه به سلامت بگذریم.

 

 

منبع : پارس

نوشته شده توسط : نرگس

ارزش و اهمیت صدقه صبحگاهی!

 

دنیای ما دنیای اسرار آمیزی است ما با همه ادعای علم و تمدن مان در دنیایی از ناآگاهی ها زندگی می کنیم، چیزهایی که نمی دانیم از چیزهایی که می دانیم و علم به آن ها رسیده است خیلی مهمتر هستند.

مثلا ما اصلا نمی دانیم تا کی زنده هستیم، امروز که پایمان را از منزلمان بیرون می گذاریم دوباره بر می گردیم یا نه؟

نمی دانیم این سلامتی که کمترین توجهی به آن نداریم تا کی پایدار است، فرزندانمان، پدر و مادرهایمان، همسرمان، چشمانمان، قدرت شنوایمان، و همه آنچه که داریم را تا کی خواهیم داشت؟


امنیتمان را جانمان را ...

خلاصه در این گردش عجیب چرخ گردون هر آن، ما در معرض اتفاقاتی هستیم که هیچ آگاهی از آن ها نداریم.


چه کسی می داند که من، امروز با هزار نقشه و برنامه ریزی از خانه ام خارج شده ام بر خواهم گشت یا نه؟


هر آن ممکن است اتفاقی برای ما بیفتد ما هرگز علت این اتفاقات را نخواهیم فهمید. گاهی داریم تاوان پس می دهیم کفاره گناهانی که در گذشته انجام داده ایم، گاهی یک آزمون الهی در یک لحظه برگزار می شود و ما باید پاسخگو باشیم ....

خلاصه این گونه نیست که این زندگی روتین ما همیشه در یکنواختی سپری شود، پستی ها و بلندی ها، غافلگیری ها و در دغدغه افتادن ها، همه ویژگی های این دنیای پر رمز و راز است.


اگر صفحه حوادث روزنامه ها را ورق بزنیم، می بینیم که همه آن حوادث هولناک و بعضا عجیب و غریب در همین حوالی من و شما اتفاق افتاده اند در همین شهری که نفس می کشیم.


     *******

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: روزتان را با صدقه آغاز کنید زیرا بلاها صدقه را پیشی نمی جویند، کسی که ابتدای روز، صدقه بدهد خدا شری را که از آسمان در آن روز نازل می شود از او دفع می کند و اگر در آغاز شب صدقه بدهد خدا شر آنچه در آن شب از آسمان فرود می آید از او دفع می کند.

همه این اتفاقات می افتد بخواهیم یا نخواهیم شاهدش هستیم، از انواع و اقسام تصادف های شهری و بین شهری گرفته تا حوادث طبیعی و انسانی متعدد.


 

 اهمیت صدقه صبحگاهی  


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة»؛ صدقه بلا را برطرف مى‏ كند و موثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏ گرداند و درد و بیمارى‏ ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى ‏برد. بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93، ص 137، ح 71 )


امام صادق(علیه السلام) فرمود: زمینى بین من و مردى قرار بود تقسیم شود. آن مرد از علم نجوم اطلاعى داشت. كار را به تأخیر مى انداخت تا ساعتى را انتخاب كند كه به اعتقاد خودش آن ساعت براى او خوب است و براى من بد، در نتیجه او سود كند و من زیان.

بالاخره روز و ساعتى كه در نظر داشت رسید، زمین تقسیم شد ولى به نفع من تمام گردید. منجم از روى ناراحتى دست خود بر یكدیگر زده گفت (ما رأیت كالیوم قط)؛ مانند امروز هرگز ندیده بودم.


پرسیدم مگر چه شده؟ جواب داد من مردى منجم هستم در ساعت خوبى بیرون آمدم و ساعت بد را براى شما اختیار كردم. اینک مى بینم كار برعكس شد قسمت بهتر نصیب شما گردید.

گفتم مى خواهى تو را حدیثى بیاموزم كه پدرم به من فرمود؟

صدقه شبانه، خشم پروردگار را فرو مى نشاند و گناه بزرگ را پاک مى كند و حساب را آسان مى گرداند، و صدقه روزانه، مال و ثروت را به بار مى نشاند و عمر را زیاد مى كند.

 

تقاضا كرد بگو. گفتم پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود : هر كه مایل است خداوند نحوست روزش را جلوگیرى كند صبحگاه آن روز صدقه بدهد. اگر مى خواهد نحوست شبش از بین برون سر شب صدقه دهد من ابتداى حركت و خارج شدن خود را با صدقه شروع كردم.

این صدقه دادن برایت بهتر از علم نجوم است.( كافى ، جزء 4، ص 7)

 

امام صادق علیه السلام:
مَنْ تَصَدَّقَ فى یَوْمٍ اَو لَیْلَةٍ اِنْ كَانَ یَوْمٌ فَیَوْمٌ وَ اِنْ كانَ لَیْلَةٌ فَلَیْلٌ دَفَعَ اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ میتَةَ السُّوءِ؛ هر كس در روز و یا شب صدقه بدهد ـ اگر روز است روز و اگر شب است، شب ـ خداوند از او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى‏ كند. (ثواب الأعمال ص 140) 

 

منبع : تبیان

نوشته شده توسط : نرگس

اینشتین و اسلام

 

اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است :

اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند.     

این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) و بیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که

هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آن جمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...

 

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2


یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملاصدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد

بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...
در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی :

انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی می دانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمی برند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شماست و هنوز زود است که مردم این را بفهمند.


در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند...

اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز" یاد کرده است.

 

خدایا چشمان ما را بر روی حقایق بگشای تا آن ها را ببینیم سپس به ما انصاف و شهامتی عطا فرما تا آن ها را بپذیریم.
 


منبع : سایت مرکز علمی پاسخگویی به سوالات دینی
نوشته شده توسط : نرگس

 

 

خصلتی که از شیطان گرفته ایم.

رفتار شیطانی

انسانها ،مغرور شدن به خود را از شیطان به ارث برده اند.

 داستان از این جا شروع می شود که خداوند به شیطان فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟!» گفت: « من از او بهترم! مرا از آتش آفریده ای و او را از گل »! ( سوره ص ، آیات 75-76) و تا به امروز ادامه دارد ...

سر بر خاک می گذاریم و در ظاهر در برابر خالق یکتایمان تواضع داریم اما در عمل دریغ از یک ذره تواضع و فروتنی ...

همه اش به قول معروف در حال بولف زدن هستیم ...


در عمل فرعون وار و قارون وار زندگی می کنیم ، فقط ادعا داریم ... با متد جدید همان حرف های شیطان را می زنیم و خود را از همه برتر می دانیم ...

چرا فلانی برای فلان مراسم شخصاً من را دعوت نکرد ... چرا فلانی جلو پای من بلند نشد ... من که از فلانی بزرگترم و در جامعه وجهه ای دارم کوتاه بیام؟! محاله ...


گویا فراموش کرده ایم که هیچ نیستیم ... از آب جهنده گندیده ی بدبو به وجود آمده ایم (سوره سجده ، آیه 8) و وقتی هم که وقتش برسد لاشه و مرداری می شویم که همه از ما می ترسند و حتی حاضر نیستند بوی گندیده مان را یک روز که چه عرض کنم ، یک دقیقه تحمل کنند.


این من من کردن هایمان دارد بیچاره مان می کند؛ چه درباره دیگران و چه درباره خودمان ...


این من بودم که تو را آدم کردم ... من بودم که کار برایت درست کردم ... من بودم که تو را رشد دادم ... من بودم که به جایی رساندمت ...

من خودم با توانایی خودم به این جا رسیده ام ... من خودم با توانایی خودم با پول خودم با قدرت خودم با زیبایی خودم ...

همه ی زندگیمان پر شده از این من ها و من ها  و خود را تافته ی جدا دانستن ...

دقیقاً همان حرف های مزدوران در گذشته و تاریخ را می زنیم ؛ قارون گفت: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ»(سوره زمر، آیه 49) ؛ من خودم بودم که با توانایی خودم توانستم به این نقطه برسم!


سرانجام من من کردن های قارون چه شد ؟! ... در اعماق زمین سرنگون شد.


یادمان نرود هرچه داریم و به هر جایی که رسیده ایم ، هر رشدی که داشته ایم همه از نعمت های خداوند است ؛ چرا این ها را از خودمان می دانیم ؟!!

شخصی سوار بر اسب به کنار نهری رسید هر چه سعی کرد اسب از آب رد نشد. بزرگی گفت : آب را گل آلود کن . اسب از آب رد شد . اسب تصویر خود را در آب می دید و حاضر نمی شد پا روی خودش بگذارد.

«ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ» (سوره زمر/ ۴۹)


این خداوند است که دهنده ی نعمت است ، ما هیچ کاره ایم ، خیال برمان داشته که این خودمان هستیم که توانسته ایم این نعمت ، این موقعیت و این فرصت را به دست آوریم ...


و این درست مثل قارون است چنانچه به او اعتراض شد که این نعمت‌ ها را از خدا بدان ، سهم خودت را هم ببر ؛ اما آن را در راه خدا مصرف کن ، او در جواب گفت: «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی‏ عِلْمٍ عِنْدی» ؛ ( قارون) گفت: جز این نیست که این اموال از روی دانشی که در نزد من است. (سوره قصص/  آیه ۷۸)

این ویژگی را خیلی از ما آدم ها امروزه از شیطان به نوعی ارث برده ایم البته با ورژن جدیدش ...

خودم به دستش آوردم ، هنر خودم بود؛ این ها خطاهای بزرگی هستند که متأسفانه دچارش شده ایم ؛ غرّه شدن به خود.

فرصت این ماه را برای پاک کردن خطاهایمان غنیمت شماریم ... اگر می خواهیم به خدا نزدیک شویم ، گام اول پا گذاشتن بر روی خود و رهایی از این غرور و منیّت ها است ...

 

منبع : تبیان

نوشته شده توسط : نرگس

آرزوهای هفتگانه جبرئیل (ع)

 

بسیاری می پندارند برای تقرب به خدا کارهایی خارق العاده لارم است اما فرشته مقرب الهی برای چند کار بظاهر عادی آرزو دارد که از آدمی زادگان باشد کاری چون تشییع جنازه و آب دادن تا اکرام یتیم و عیادت مریض و آشتی بین اقراد و سرانجام همنشینی با دانشمندان و شرکت در نماز جماعت.

 

برخی امور مهمّ در زندگیِ ما وجود دارد که کمتر به آن توجه داریم. انبیا و پیشوایان دینى، یکی از کارهای مهمّی که انجام می‌ دادند، این بود که مردم را از زبان شخصیّتهای والا و با عظمت به این امور متوجه کنند.


پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا عَلِیُّ! تَمَنَّی جَبْرئِیلُ اَنْ یَکُونَ مِنْ بَنِی آدَمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ وَ هِیَ الصَّلَوه فِی الْجَمَاعَه وَ مُجَالَسَتُهُ الْعُلَمَاءَ وَالصُّلْحُ بَیْنَ الاِثْنَیْنِ وَ اِکْرَامُ الْیَتِیمِ وَ عِیَادَه الْمَرِیضِ وَ تَشْیِیعُ الْجَنَازه وَ سَْقیُ الْمَاءِ فِی الْحَجِّ فَاحْرُصْ عَلَی ذَلِکَ؛
[مواعظ العددیه، علی مشکینى، نشر الهادى، قم، ص۱۹۵]

ای على! جبرئیل به سبب هفت خصلت، آرزو داشت که از فرزندان آدم باشد. آن خصلتها [عبارت است از:] نماز را به جماعت خواندن، همنشینی او با دانشمندان، آشتی دادن بین دو نفر، احترام نهادن [و خدمت به] یتیم، عیادت بیمار، و تشییع جنازه کردن و آب دادن در حج. پس [علی جان!] بر [حفظ] این خصلتها حریص باش.»

 

حدیث فوق، به امور مهمّی از عبادات و مسائل اجتماعی و اخلاقی اشاره کرده است که با شرح مختصر هر یک از آنها در یک فرصت کوتاه می‌توان در افراد تأثیر گذاشت.عناوین این امور عبارت است از:


1. شرکت در نماز جماعت؛
۲. همنشینی با علما و شرکت در مجالس و منابر آنها؛
۳. آشتی دادن بین دو نفر، دو گروه و دو دسته از مردم که پاداش فراوانی دارد؛
۴. احترام یتیم و رسیدگی به امور آنان که از مهم‌ترین فعالیّت امامان معصوم ما بوده‌ است؛
۵. سر زدن به بیماران و دلجویی از آنان، به ویژه معلولان و کهنسالان؛
۶. شرکت در تشییع جنازه‌ها و درس عبرت گرفتن از آن و دلجویی از بازماندگان؛
۷. آبرسانی به مردم و سیراب کردن تشنگان، به ویژه در ایام حج و ...


منبع : جام جم

نوشته شده توسط : نرگس

شهادت امام صادق علیه السلام بر همگی تسلیت باد.

 

بنال ای دل که در نای زمان، فرياد را کشتند.
بهين آموزگار مکتب ارشاد را کشتند.
اساتيد جهان بايد به سوگ علم بنشينند.
که در دانشگه هستی ، بزرگ استاد را کشتن.

اگر در زندگی گرفتاری دارید این نماز را بخوانید.

 

دعا برای رفع گرفتاری

نماز جواد الائمه برای رفع گرفتاری جواد الائمه این نماز دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و هفتاد مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى.

و پس از پایان نماز مى گویى:

اَللّهُمَّ رَبَّ الأَرْواحِ الْفانِیَةِ، وَ الأَجْسادِ الْبالِیَةِ، اَسْئَلُکَ بِطاعَةِ الاَْرْواحِ الرّاجِعَةِ اِلى اَجْسادِها، وَ بِطاعَةِ الاَْجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ

بِعُرُوقِها، وَ بِکَلِمَتِکَ النّافِذَةِ بَیْنَهُمْ، وَ اَخْذِکَ الْحَقَّ مِنْهُمْ، وَ الْخَلائِقُ بَیْنَ یَدَیْکَ یَنْتَظِرُونَ فَصْلَ قَضآئِکَ، وَیَرْجُونَ رَحْمَتَکَ،

وَ یَخافُونَ عِقابَکَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَ الْیَقینَ فى قَلْبى، وَ ذِکْرَکَ باِللَّیْلِ وَ النَّهارِ عَلى

لِسانى، وَ عَمَلا صالِحاً فَارْزُقْنى.

اى خدا اى پروردگار ارواحى که از این جهان فانى رفته و اى پروردگار اجساد پوسیده از تو مى خواهم به حق فرمانبرى آن ارواح که بسوى اجساد خود بازگردند و به حق فرمانبرى اجسادى که با رگهاى خود پیوند شوند و به حق فرمان نافذت در میان آنها و گرفتن حقت از ایشان و در آن حال که خلائق در برابرت به انتظار صدور حکم و امیدوار برحمتت و خائف از عقاب تواند درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نور و روشنى در دیده ام و یقین در دلم قرار ده و ذکرت را شب و روز بر زبانم جاری ساز و عمل صالح روزى من گردان.

 

منبع : پارس

نوشته شده توسط : نرگس

چرا هنگام گناه خوشحال هستیم؟

 

راستی چرا گناه کردن لذت و خوشحالی می آورد !!!؟

 

لذت بردن از گناه و شادمانی هنگام انجام گناه، از اموری است که گناه را بزرگ می کند و موجب کیفر بیشتر می شود.

***در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: «شر الاشرار من تبهّج بالشر؛ بدترین بدها کسی است که به انجام بدی خوشحال گردد.»

و نیز فرمود: «مَن تَلذّذ بمعاصِی الله ذلّ؛ کسی که از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جای آن لذّت به او می رساند.»

امام سجاد علیه السّلام فرمود: «إیّاک و ابتهاج الذّنب فانّه أعظم من رکوبه؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادی بزرگتر از انجام خود گناه است.»

و نیز فرمود: «حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة؛ عذاب دردناک گناه شیرینی آن را تباه می سازد.»

و از سخنان امام سجاد علیه السّلام است: «لا خیر فی لذّة من بعدها النّار؛ در لذتی که بعد از آن آتش دوزخ است خیری نیست.»

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک؛ کسی که گناه کند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ می شود در حالی که گریان است.»

 

 

منبع : ایران

نوشته شده توسط : نرگس

چهار ذکر اثرگذار برای آرامش در زندگی

 

آرامش در زندگی

ذکر هایی برای آرامش روح

 تکرار و مداومت داشتن بر چهار ذکری که در قرآن وارد شده است تاثیر بسیار زیادی در آرامش روح دارد.

خداوند در قرآن برای از بین بردن مسائل فکری در زندگی اذکاری را برای بندگان قرار داده است که اگر به این اذکار دقت کافی و عقیده داشته باشیم و از ته دل آنها را بیان کنیم؛ بدون تردید در آرامش ذهن و زندگی ما اثرگذار است.

امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ» (آل عمران آیه 173) پناه نمی‌برد.

در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)

در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود» فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.

 

منبع : ایسنا

نوشته شده توسط : نرگس

فلسفه خلقت جهنم و عذاب اخروی / تفاوت کیفر در دنیا و قیامت

 آفرينش دوزخ و عذاب هاي طاقت فرسای جهنم يكی از مباحث معاد است، كه انبوهی از پرسش ها را بر انگيخته است. منكران در اين ميدان تاخت و تاز خاصی دارند، اما پاسخ اصولی و طرح معقول و منطقی "حكمت خلقت جهنم" مقدمه ای را می طلبد.

 

كيفرها به طور كلی بر دو گونه اند؛

الف) كيفرهاي قراردادي و اعتباري كه در قوانين جزايي كشورها مرسوم و اجرا مي شود.

ب) كيفرهای طبيعی كه ثمره ذاتی اعمال است. اگر در قيامت كيفر كردارها و جزای عقايد و سلوك اخلاقی جنبه ذاتی و طبيعی داشته باشد زمينه هر گونه اشكال و پرسش را منتفی می سازد، ولی اگر كيفرها رنگ قراردادی و جنبه اعتباری داشته باشد، سوالات و اعتراض های زيادی را برمی انگيزاند كه اولين پرسش انگيزه خلقت عذاب های اخروی است.

فلسفه كيفر در دنيا گاهي تشفيّ خاطر و آرامش و رضايت باطني مظلوم و زماني اصلاح و تربيت مجرمان و در مواردی اصلاح جامعه و عبرت گيری افراد يا احقاق حقوق ستمديدگان و پيشگيری از متجاوزان است. چرا كه قوانين كيفری و جزايی در ميان نباشد بعضی از اشخاص شرور و ناهنجار ممكن است به جنايات هولناكی دست بزنند.

اين گونه قرار دادها و اعتبارات عقلايی براي زندگی دنيا معقول و منطقي است، ولی در عذاب های آخرت اين انگيزه ها موضوعيتی ندارد، زيرا قيامت، كانون جزا و پاداش است نه مركز عمل و كردار.

انتقامی كه در روز قیامت بر اساس آیه 22 سوره سجده (اناّ من المجرمين منتقمون) از تبهكاران گرفته می شود به منظور تشفی و آرامش فرد دل آزرده و آسیب دیده نيست، آنگونه كه در انتقام های فردی در دنيا به عمل می آيد، و نيز نظير انتقامی كه محاكم قضايی از مجرمان مي گيرند، نيست، زيرا هدف مهم آن برقراری نظم و امنيت اجتماعی است،كه در قيامت مجالی برای اين قبيل هدف ها و جود ندارد.

احقاق حقوق مظلومان در دنيا مطلوب است، ولی در آخرت ثمری ندارد، مگر اين كه گناهان مظلوم به ظالمان و ثواب هاي ستمگر به ستمديده منتقل گردد، زيرا ستمگران به جبران حقی كه از ستمديدگان ضايع كرده اند، سزاوار چنين عذابی هستند.

گرچه بعضی می گويند خداوند متعال می تواند اجر مضاعف به ستمديده عنايت كند و گناهانش را بدون نقل و انتقال ببخشايد. در پاسخ گفته می شود خدای منان در اين گونه موارد مختار است، زيرا اين عمل خلاف عقل و عدالت نيست بلكه می توان گفت فلسفه عذاب اخروی مقتضای عدل الهی است، چون اعطای ثواب از باب تفضل است، ولی عذاب به سبب عدل است.

 

در دعا می خوانيم " يامن لايخاف الا عدله و لا يرجي الا فضله". ترس از عدالت در واقع به دليل كيفر كردار زشت است.

از اين رو يكی از مفاهيم عدل را قرار دادن هر چيز در جايگاه خود دانسته اند. گذشته از تحقق عدل كلی در قيامت اصولا پياده شدن و عده وعيدها ايجاب مي كند مجرمان به مكافات برسند. البته اين نوع پاسخ می تواند عذاب هاي موقت را توجيه كند، ليكن براي فلسفه عذاب ابدی راه ديگری را بايد چیست.

ولی اگر اصل پاداش و كيفر را مقتضای عدالت و ضرورت تحقق نويدها و تهديدهای الهی به شمار نياوريم، فلسفه جعل تكليف در دنيا بيهوده و عبث خواهد شد كه آن از خدای حكيم واقع نمی شود. گذشته از اين كه مهمترين عامل ضمانت اجرای مقررات الهی نيز از ميان خواهد رفت.

برخی گفته اند مجرد انذار منهای عمل به آن، برای ضمانت اجرايی كافی است،در صورتی كه وعده و تهديد به عذاب نمی تواند عامل باز دارنده باشد، بلكه وعده به نعمت ها و عذاب به اضافه تاثير عمل به احكام الهی در مصالح دنيوی و بهتر زيستن می تواند كارساز باشد.

 

 

منبع : خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط : نرگس

ماجرای پیدا شدن قبر امام علی (ع)

 

 

ماجرای پیدا شدن قبر امام علی (ع)

پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ، فرزندانش شبانه جنازه آن حضرت را در زمین بلندی مخفیانه به خاک سپردند.سال‌ها گذشت، جز ائمه علیهماالسلام و نزدیکان آن‌ها نمی‌دانستند قبر آن حضرت کجا است .

تا اینکه در زمان خلافت هارون الرشید حادثه‌ای سبب پیدا شدن قبر حضرت گردید و آن حادثه چنین بود؛

عبدالله بن حازم می‌گوید: روزی برای شکار همراه هارون از کوفه خارج شدیم ، به ناحیه غریین (نجف رسیدیم ، در آن محل آهوانی را دیدیم ، بازها و سگ‌های شکاری را به سوی آن‌ها فرستادیم . آهوان پا به فرار گذاشته خود را به تپه‌ای که در آنجا بود رساندند و بالای آن تپه ایستادند.

بازها و سگ‌های شکاری از تپه بالا نرفته و برگشتند. آهوان از آن تپه پایین آمدند، بازها و سگ‌های شکاری آن‌ها را تعقیب کردند، آهوان دوباره به آن تپه پناهنده شدند و بازها و سگ‌ها دوباره بازگشتند و این حادثه بار سوم نیز تکرار شد.

هارون از این ماجرا در شگفت شد که این چه قضیه است که وقتی آهوان به آن تپه پناه می‌برند. بازها و سگ‌ها جرات رفتن و آنجا را ندارند.

هارون گفت :بروید به کوفه و شخصی را که از همه بیشتر عمر کرده باشد، پیدا کرده پیش ‌ من بیاورید.

پیرمردی از طایفه اسد را پیدا کرده نزد هارون الرشید آوردند.

هارون گفت :پیرمرد! این تپه چیست ؟ ما را از حال این تپه آگاه ساز!

پیرمرد پاسخ داد: پدرم از پدرانشان نقل کرده که آن‌ها می‌گفتند: این تپه قبر شریف علی علیه‌السلام است که خداوند آنجا را حرم امن قرار داده است و هر کس به آنجا پناه ببرد در امان است .

لذا آهوان در پناه آن حضرت از خطر محفوظ ماندند. هارون الرشید از اسبش پیاده شد و آب خواست و وضو گرفت و در کنار آن تپه نماز خواند، دعا کرد، گریه نمود، صورت را به زمین گذاشت و به خاک مالید و سپس دستور داد بارگاهی روی قبر آن حضرت ساختند.

به این گونه قبر مبارک حضرت علی علیه‌السلام تقریباً پس از صد و اندی سال آشکار شد.

 

منبع : پرشین وی

نوشته شده توسط : نرگس

زبیده همسر هارون الرشید

 

زبیده چه کسی بود؟
«امةالعزيز»، دختر منصور دوانيقى، دومين خليفه عباسى است كه به خاطر سفيدى رخسار و زيبايى چهره او را زبيده می گفته‏ اند. شيخ صدوق در «مجالس» او را شيعه دانسته است. هارون وقتى متوجه تشيّع او شد، قسم خورد كه او را طلاق دهد. پس به او نوشت: زوجه من بودى. (كنايه از اين‏كه ديگر نيستى، طلاقت داده ام).

 

زبيده در جواب نوشت:زوجه تو بودم و شاكر بودم و حال كه جدا شده ‏ام پشيمان نيستم.

 

او مادر محمد امين بود. در «الكنى والالقاب» آمده است كه در بغداد فتنه‏ اى واقع شد و عده‏اى نادان و تحريك شده، ضريح حضرت موسى بن جعفر عليه السلام را خراب كردند و قبور آل بويه و قبر زبيده را سوزاندند، به جهت آن‏كه او را شيعه مى‏ دانستند.

 

اينك، برخى از خصايل و ويژگى‏هاى اين زن مؤمن را مورد بررسى قرار مى‏ دهيم:

 

الف- كارهاى عام المنفعه زبيده‏

 او كارهاى عمرانى و عام المنفعه فراوانى انجام مى‏ داد و از امكاناتى كه در اختيارش بود براى رفاه مردم به خوبى استفاده مى‏ كرد. در «تاريخ بغداد» آمده: زبيده به بخشش و نيكى به اهل علم و دستگيرى از فقرا و مساكين معروف بوده و در راه مكه و شهرهاى مكه و مدينه آب گيرها و بركه‏ هاى فراوانى ‏احداث كرد. از كارهاى مهم ديگر او، رساندن آب به اهل مكّه بود.

 

قبل از آن در مكّه مشك آب يك دينار فروخته مى‏ شد. زبيده گفت: بايستى در مكه آب جارى كنم. گفتند: خرج فراوانى مى خواهد. گفت: اگر چه هر كلنگى به يك دينار بر زمين زده شود. او آب را از مسافت ده فرسخى با كندن صخره ها و كوه‏ها در مكه جارى نمود و در پى آن، بستان‏ها بنا كرد.

 

ب- عشق او به قرآن‏

گفته اند او صد كنيز داشت كه قرآن را حفظ داشتند و براى آنها معين‏ كرده بود كه هر روز يك جزء قرآن را بخوانند. همهمه صداى قرآن در قصر او، همچون همهمه درون كندوى زنبور عسل شنيده مى شد.

 

*** داستان قمار هارون الرشید و زبیده

هارون الرشید بزرگترین خلفای بنی عباسی بود و در زمان او قدرت خلافت و جلال دارالخلافه به یمن وجود آل برمك و سایر بزرگان و دانشمندان ایرانی به نهایت اوج عظمت رسید. همسر هارون از بزرگ زادگان عرب به نام زبیده دختر جعفر بن منصور دوانیقی بود كه خلیفه برای تجلیل و بزرگداشت او از هیچ اقدامی فروگذار نمی كرد. همواره نسبت به او كه دختر عمویش بود احترام خاصی قائل بوده با وجود استبداد رای و عقیده هرگز در مقابل منویات و خواسته هایش امساك و خست نشان نمی داد. خلاصه زبیده را به تمام معنی كلمه دوست می داشت و در مجاورتش مقام خلافت را فراموش می كرد. برای زبیده و هارون الرشید هر گاه فرصتی دست می داد به بازی شطرنج می پرداختند و زنگار غم و خستگی های روزانه را در لفافه شوخی ها و مطایبات شیرین از ناصیه می زدودند زیرا در زمان خلافت هارون غالب مراسم و آداب ایران از قبیل شطرنج و نرد و چوگان وارد دستگاه خلافت شده بود. در بازی شطرنج گاهی هارون و زمانی زبیده برنده می شدند زیرا زن و شوهر در شطرنج دست داشتند و به ریزه كاری های آن آگاه بودند. قضا را روزی هارون و زبیده قرار گذاشتند هر كدام در شطرنج برنده شود به دلخواه خود چیزی بخواهد و انجام خواهش نیز حتمی الاجرا باشد. به این قرار توافق به عمل آمد و بازی را شروع كردند. اتفاقا هارون الرشید در این مسابقه برنده شد و از زبیده خواست كه خمار از سر و پیراهن از بر و ازار از پای بیرون آورد و عریان در برابر بایستد. آنگاه از جلوی او تا دیوار مقابل برود و از همان مسیر مراجعت كند. زبیده با وجود اكراهی كه از این عمل داشت چون اجابت مسئول را با قول و قرار قبلی حتمی الاجرا می دانست پس تدبیری اندیشید و با اتخاذ آن تدبیر، رندانه از آن معركه بر وفق دلخواهش پیروز گردید.

توضیح آنكه زبیده گیسوی پر پشت بسیار بلندی داشت كه تا به زانو می رسید و هر قسمت از اندامش را كه مایل بود با این گیسو می توانست بپوشاند. پس هنگامی كه لخت مادرزاد از جلوی هارون به سمت دیوار مقابل رفت گیسو را به پشت سر انداخت و هارون را از چشم چرانی كه منظور نظرش بود و گویا زبیده هرگز اجازه نمی داد كه هارون با وجود آنكه شوهرش بود در طول زندگانی زناشویی چنین خواهشی از او بكند بی نصیب گذاشت ! موقع بازگشت از دیوار مقابل هم خرمن گیسو را چون حجاب و پوششی به جلو افشانده تمام اعضای بدن را بدین وسیله پوشانید به قسمی كه هارون نتوانست در این دو حركت بالاتر از ساق پای زبیده را ببیند.

 

چند روزی گذشت و مجددا فرصتی به دست آمد كه به بازی شطرنج بپردازد. این مرتبه نیز قرار بر خواهش دل گذاشته شد تا برنده هر چه بخواهد بازنده طوعا یا كرها بر آن قرار تمكین نماید. بازی شروع شد و زبیده با آتش انتقامی كه از دل و جانش زبانه می كشید به دقت تمام و رعایت اطراف و جوانب كه در بازی شطرنج باید معمول گردد مهره ها را پس و پیش می كرد. كمال احتیاط زبیده در تحصیل موفقیت و عدم دقت هارون كه شاید ناشی از تراكم امور و خستگی روزانه بود این بازی را به نفع زبیده پایان داد.

 

هارون مات شد و به انتظار دلخواه زبیده گوش بر فرمان نشست. در حرم خلیفه كنیزكی ایرانی به نام «مراجل» از اهل بادغیس هرات خدمت می كرد كه بسیار بدشكل و تیره رنگ و چرب و خشن بود و دست تقدیر یا تصادف او را به دستگاه باشكوه هارون كشانیده بود تا روزی كه مشیت الهی بر آن تعلق گیرد مسیر تاریخ عرب را به سوی ایران و ایرانیان منعطف نماید.

 

زبیده بی درنگ مراجل را به حضور طلبید و از هارون خواست كه با وی نزدیكی و مباشرت كند. خلیفه مقتدر عباسی كه هرگز تصور چنین فكر و اندیشه ای از ناحیه زبیده در خاطر او خطور نمی كرد او را از این عمل لجوجانه و عواقب شرم آن برحذر داشت و حتی متذكر شد كه هر چه از مال و خواسته های دنیا بخواهد با سر انگشت قدرت و توانایی مطلقه خود در پیش پای او خواهد ریخت به شرط آنكه این فكر شوم را از مغزش به دور كند زیرا نزدیكی با زنان غیرعرب علی الخصوص كه ایرانی هم باشد قطع نظر از اینكه دون شأن و مقام خلیفه اسلامی می باشد! یحتمل عواقم شومی در پی داشته باشد كه برای وی فرزند نازنینش محمد امین خوشایند نباشد. زبیده زیر بار نرفت و در اجابت مسئول خود پافشاری كرد. هارون گفت : «اصرار در این كار به نفع تو و امین نیست، بیهوده لجاجت نكن زیرا چنانچه مجبور به چنین عملی شوم ایامی را در پشت غبار زمان به ابهام می بینم كه موی از بر بدن راست می كند. میل دارم پس از مرگ من فرزندت امین بر مسند خلافت تكیه زند و تو مقامی فعلی را با همان سمت ام المؤمنین محفوظ داشته باشی.

از این لجاجت زنانه دست بردار و مرا به حال خود بگذار.» زبیده گفت : «به چه چیزها می اندیشی؟ یك بار مباشرت و نزدیكی با مراجل كه این همه دور اندیشی ها ندارد. به فرض محال كه انعقاد نطفه و وجود نوزادی متصور باشد از كجا كه نوازد دختر نباشد و با یكی از بزرگان عرب تزویج نشود. اگر مقصود خلیفه این است كه شرط دلخواه من انجام نپذیرد امری است جداگانه، وگرنه مقصود من همان است كه در مقابل ایستاده و مباشرت با او كمال مطلوب من است.» هارون الرشید آخر كار گفت : «خراج یك ساله مصر را تمامی به تو می دهم كه مرا معذور داری.» زبیده حاضر نشد و در تصمیم عجولانه و انتقام جویانه اش پافشاری كرد. از آنجا كه غفلت در سرشت آدمی است گاهی پندارند كه از دیوان قضا خط امانی برای همیشه به ایشان رسیده است.

 

پس هارون ناچار از اجابت دلخواه زبیده شد و در نهایت كراهت و بی میلی با مراجل كنیز ایرانی هم بستر گردید و در نتیجه مراجل به مأمون حامله شد. مأمون همان كسی است كه به یاری ایرانیان و كاردانی طاهر ذوالیمینین بر برادرش امین غلبه كرد و مادرش زبیده را به عزایش نشانید. زبیده از آن پس تا زمانی كه در قید حیات بود در خلوت و تنهایی بر سر و روی خود می زد و می گفت : «لعن الله اللجاجه، لعن الله اللجاجه»

 

منبع : سایت نور منجی
 
نوشته شده توسط : نرگس

ذکرهای شگفت انگیز «1»

 

فضیلت تسبیح حضرت فاطمه زهرا «س»

اولین ذکری که بعد از اتمام نماز بسیار سفارش شده است:تسبیح حضرت زهرا (س) است.

از امام صادق (ع) نقل است که:

ما امر می‌کنیم کودکان خود را به تسبیح فاطمه (س) چنانکه امر می‌کنیم آنها را به نماز، پس ترک آن را مکن که هر که مداومت نماید بر آن ،شقی و بدبخت نمی‌شود.

و در روایات معتبر وارد شده که ذکر کثیر که خدا در قرآن مجید به آن امر فرموده تسبیح حضرت فاطمه (س) است که باید بعد از هر نماز خوانده شود.

امام محمد باقر (ع) فرمودند:

هر که تسبیح فاطمه (س) را بگوید و بعد از آن استغفار کند خدا او را بیامرزد و آن بر زبان صد است و در میزان عمل هزار، و شیطان را دور می‌کند و خدا را خشنود می‌‌گرداند.

امام صادق (ع) نیز فرمودند:

هر که این تسبیح را بعد از نماز بگوید پیش از آنکه پاهایش را از حالت نماز بگرداند آمرزیده شود و بهشت بر او واجب گردد و نزد من از آنکه هزار رکعت نماز بگذارد در هر روزی بهتر است.

و آن تسبیح این است بعد از هر نماز بلافاصله:

۳۴ مرتبه: اللهُ اَکْبَر

۳۳ مرتبه: اَلْحَمْدُلله

۳۳مرتبه: سُبْحانَ الله

 

 

نوشته شده توسط : نرگس

حاجت روایی

 

اسماء چهارده معصوم علیهم السلام را به حروف ابجدکبیر برای شما کاربران قرار داده ایم تا انشالله جهت متوسل شدن به یکی از امام معصوم علیهم السلام جهت برآورده شدن حوائجتان و فرستادن صلوات به تعداد حروف ابجد کبیر نام مقدسشان دچار مشکل نشوید…

التماس دعا …

نام مقدس رسول الله محمد صلی الله علیه و اله وسلم که به حروف ابجد می شود : 92 پس 92 مرتبه صلوات.

نام مقدس علی علیه السلام می شود: 110 پس 110 مرتبه صلوات.

نام مقدس ابوتراب علیه السلام می شود : 612 پس 612 مرتبه صلوات یا حیدر علیه السلام ،که 222 میباشد.

نام مقدس فاطمه سلام الله علیها : 135 پس 135 مرتبه صلوات.

نام مقدس زهرا سلام الله علیها :213 پس 213 مرتبه صلوات.

نام مقدس اما حسن علیه السلام :118 پس 118 مرتبه صلوات.

نام مقدس اما حسین علیه السلام : 128 پس 128 مرتبه صلوات.

نام مقدس امام سجاد علیه السلام :68 پس 68 مرتبه صلوات.

نام مقدس امام باقر علیه السلام : 303 پس 303 مرتبه صلوات.

نام مقدس امام جعفر صادق علیه السلام هر دو نام با هم :548 پس 548 مرتبه صلوات .

اگر فقط به نام جعفر علیه السلام باشد :353 مرتبه

و اگر فقط بنام صادق علیه السلام باشد :195 مرتبه صلوات .

نام مقدس امام موسی کاظم علیه السلام هردو نام با هم :1077 پس 1077 مرتبه صلوات .

اگر فقط به نام موسی علیه السلام باشد :116مرتبه

و اگر فقط به نام کاظم علیه السلام باشد :961 مرتبه باید صلوات بفرستد .

نام مقدس امام رضا علیه السلام :101 پس 101 مرتبه صلوات

نام مقدس امام جواد علیه السلام :14 پس 14 مرتبه صلوات نام مقدس.

امام هادی علیه السلام :20 پس 20 مرتبه صلوات.

نام مقدس امام حسن عسکری علیه السلام :478 پس 478 مرتبه صلوات .

البته اگر تنها به نام اما حسن علیه السلام باشد :118 مرتبه صلوات.

نام مقدس امام زمان علیه السلام که هم نام رسول خداست(محمد) به همان تعداد یعنی :92 مرتبه نیت کرده و صلوات میفرستید.

و اگر به نام قائم آل محمد علیه السلام قصد فرستادن صلوات را دارید باید به تعداد :278 مرتبه صلوات بفرستید.

و اگر به نام امام زمان علیه السلام قصد فرستادن صلوات را دارید باید به تعداد :180 مرتبه صلوات بفرستید.

و اگر به نام مهدی علیه السلام قصد فرستادن صلوات را دارید به تعداد : 59 مرتبه صلوات بفرستید.

و اگر به نام مقدس مادر امام زمان علیه السلام نرجس سلام الله علیها قصد فرستادن صلوات را دارید باید به تعداد :313 مرتبه صلوات بفرستید.

 

تمام این صلوات ها را می توانید به نیت رفع گرفتاریها و غم و غصه ها و برآورده شدن حوائج داشته باشید. و دیگر آنکه: اگر برای شادی یکی از رفتگان خواستید صلوات بفرستید به عدد ابجد نام آن شخص مرده هدیه نمائید.

مثلاً اگر نامش : لیلا باشد می شود : 71 مرتبه برای شادی روحش صلوات بفرستید. البته اگر به صورت :لیلی باشد : 80 مرتبه می شود.

 

منبع : پرشین وی

نوشته شده توسط : نرگس

کوهی که کعبه با سنگ های آن ساخته شده است.

 کوه ابوقبیس

کوه ابوقبیس در شمال ‌شرقی مسجدالحرام و مشرف بر آن است و شعب ابی‌طالب از آن‌جا آغازمی‌شود. ارتفاع آن را از سطح دریا ۴۲۰ متر و از سطح دامنه ۱۲۰ متر دانسته‌اند. به گفته ناصرخسرو،این کوه گنبدی شکل بوده است ؛ ولی امروزه آن را تراشیده‌اند. ابوقبیس را نخستین و برترین کوه زمینخوانده‌اند. نام این کوه برگرفته از اسم شخصی از قبیله مَذْحِج یا اِیاد است که برای نخستین بار بر دامنه آن خانه‌ای ساخت. به گفته برخی چون ابوقبیس بن شالح از قبیله جُرهُم بر اثر اختلاف با خویشاوندان خود به این کوه پناه برد و دیگر خبری از او بازنیامد، آن کوه به این نام شهره شد. برخی نیز با توجه به مناسبت معنایی ابوقبیس با «قَبَس» (قطعه‌ای از آتش) گفته‌اند که حضرت آدم(علیه السلام) از این کوه آتش برگرفت. نام‌های ابوقابوس و شیخ الجبال نیز بر ابوقبیس اطلاق شده است. در فضیلت این کوه آورده‌اند که چون حجرالاسود از بهشت فرود آمد، در این کوه به ودیعت گذاشته شد. سپس ابراهیم آن را در ساخت کعبه به کار برد. در طوفان نوح نیز حجرالاسود در این کوه به امانت نهاده شد. در دوران جاهلیت این کوه را «امین» می‌خواندند. نیز آن را محل استجابت دعا دانسته و گفته‌اند که یکی از شش کوهی است که سنگ‌های کعبه از آن فراهم شده است. ابوقبیس کوهی مقدس و پیش و پس از اسلام، محترم بوده است. ابراهیم(علیه السلام) بر این کوه می‌ایستاد و مردم را به انجام مناسک حج فرامی‌خواند. بر پایه گزارشی، در یکی از سال‌های پیش از هجرت، پیامبر با معجزه خویش ماه را دو نیم کرد؛ نیمی از آن بر کوه قعیقعان و نیم دیگر بر فراز کوه ابوقبیس بود. گفته‌اند: که قبر آدم، شیث بن آدم و حوا همسر آدم در غار کنز این کوه واقع شده است. اِشراف این کوه بر مسجدالحرام موجب می‌شد تا گاه برای آگاه‌کردن مکیان از فراز این کوه به آنان خطاب کنند. از فریاد دادخواهی مردی زبیدی که به حلف الفضول* انجامید و نیز دعوت عمومی پیامبر از قریش برای پذیرش اسلام، بر فراز همین کوه خبر داده‌اند.در سده‌های نخستین اسلامی، بر فراز این کوه، مسجد ابراهیم را ساختند که بعدها به مسجد بلال شهرت یافت. این مسجد یا منسوب به ابراهیم خلیل بوده یا ابراهیم قبیسی یا تاجری هندی که در سال1275 ه.ق. آن را بنا نهاده است. از دیگر بناهای بر فراز این کوه، می‌توان به مسجد شق ‌القمر، کاروانسرای ملا محمد یزدی و مأذنه‌ای اشاره کرد که به دست عبدالله بن مالک خزاعی در زمان هارون الرشید عباسی ساخته شد. در سال‌های اخیر، بخشی گسترده از روی کوه مسطح گشته و بر آن، کاخ و مهمانسرای حکومتی ساخته شده است.

 

کوه ابوقبیس، جایی که بر فراز آن این معجزه به وقوع پیوسته است و هم اینک کاخ پادشاه بر آن استوار است!

 

منبع :سایت حج

نوشته شده توسط : نرگس

ماجرای عنایت امام رضا (ع) به یک شهروند کانادایی

او به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آن هم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گفت: ببخشید، آقای علی ‌‌بن موسی‌الرضا کجاست؟ می‌خواهم او را ببینم! 

 

 

نوشته شده توسط : نرگس 

ادامه نوشته

آثار و برکات آیه شریفه آیة الکرسی «1»

* هر کسی آیة الکرسی را بعد از هر نماز تلاوت کند هیچ چیزی مانع ورود او به بهشت نمی شود الا مرگ. ( منظور اینکه وقتی مرگ آمد مانع برداشته میشود و انسان وارد بهشت میشود یا اینکه در قیامت مردن نخواهد بود.)

* امام محمد باقر (ع) فرمودند : هر کس آیة الکرسی را قرائت کند در حالیکه در سجده باشد هیچ موقع وارد جهنم نمیشود.

* پیامبر اسلام «ص» : برترین بشر آدم و سید عرب، حضرت محمد «ص»؛که فخری به آن نمی کنیم و سید فارسها، سلمان و سید حبشی ها، بلال و سید کوه ها، طور و سید درختان، درخت سدر و سید ماه ها، ماه های حرام و سید روزهای هفته، جمعه و سید کلام و گفتارها، قرآن و سید قرآن، سوره بقره و سید سوره بقره،آیة الکرسی می باشد.

* پیامبر اسلام (ص) :هر کسی آیة الکرسی را بعد از هر نماز بخواند خداوند خودش عهده دار گرفتن جان بنده میشود و همانند کسی است که همراه انبیاء و در رکاب آنها و در راه خدا جهاد کرده و به شهادت رسیده باشد.

* امام باقر(ع) : هر کسی بعد از وضو،آیة الکرسی را بخواند خداوند به او ثواب چهل سال عبادت عطا میکند و در بهشت در درجه چهلم جای دهد و با چهل حوری او را تزویج میکند.

از پیامبر(ص) روایت شده است که به علی (ع) فرمودند :«هرکس آیة الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش مقبول گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از گناهان و دردها نگاه دارد.»

* هر که بر گورستانی عبور افتد و 11 مرتبه توحید را بخواند به عدد مردگان به او ثواب دهد و دستور است سوره حمد و آیة الکرسی و توحید و دو قل اعوذ را هر یک سه بار بخواند و سورة قدر را هفت بار و سوره ملک را یک بار بخواند که این عمل میت را از عذاب خلاص میکند.

*پیامبر به حضرت علی (ع) فرمودند : ای علی چنان چه برای انجام کار از منزل خارج شدی آیة الکرسی را بخوان انشاالله به خواسته ات خواهی رسید.

* پیامبر (ص) : هر کس آية الکرسی را در حین خواب بخواند خداوند همسایگان و خانه های اطراف او را در امنیت کامل قرار میدهد.

* از امام صادق (ع) نقل شده است که به ابن حمّاد فرمودند : بنویس آیة الکرسی را در ظرفی و به جرعه ای آب بشوی و بیاشام شفا یابی از تب انشاالله.

*از امام محمّد باقر (ع) روایت است که هر کس آیة الکرسی را یک مرتبه قرائت کند دور کرده میشود از او هزار مکروه و بدی از بدیهای دنیا و هزار مکروه و بدی از بدیهای آخرت و ساده ترین مکروه دنیا فقر و ساده ترین مکروه آخرت عذاب قبر است.

*سید ابن طاووس از حضرت امام حسن عسکری (ع) روایت کرده اند که فرمود : «خواندم از کتابهای پدرانم که هرکس در روز شنبه چهار رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت یک حمد و یک توحید و یک آیة الکرسی بخواند، بنویسد خداوند عزّوجل او را در درجة پیغمبران، شهداء، صالحین و از نیکو رفیقان قرار دهد.»

* گویند اگر کسی  3 بار آیة الکرسی را بر آب بخواند و روی خود را بشوید و دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت یکبار حمد و یکبار آیة الکرسی بخواند هر مراد داشته باشد حاصل گردد و هر که آية الکرسی را بنویسد و بر بازوی خود ببندد به هر جا رود عزیز و محترم باشد . و اگر بر انار شیرین بدمد قبل از 4 ماه به زن باردار دهد ، فرزندش پسر شود. انشاالله

گويند در حديث سلمان فارسی (ع) آمده است که : رسول خدا (ص) فرمودند که هر کس آية الکرسی را به زعفران بر کف دست راست بنويسد و آنرا به زبان خود بليسد و هفت نوبت چنين کند هرگز چيزی را فراموش نکند و فرشتگان از خداوند برای او آمرزش خواهند.

* امام رضا(ع) فرمودند : هر کس هنگام خواب آية الکرسی را تلاوت کند بخواست خداوندبه مرضی که او را فلج کند (سکته) دچار نشود و هر کس پس از هر نماز اين آيه ی شريفه را بخواند گزنده ای به وی آزار نرساند

 * پيامبر(ص) فرمودند : هر کس 4 آيه از اول سوره بقره و آية الکرسی را با دو آيه بعد از آن و سه آيه ی آخر آن سوره را تلاوت کند هيچگونه بدی و ناراحتی در جان و مال خود نبيند و شيطان نزديک او نميشود و قرآن را فراموش نميکند.

 

* امام صادق (ع)فرمودند : هر کس در هر رکعت از نماز مستحب خود، سوره « توحيد ، قدر و آية الکرسی» را هر کس در هر رکعت از نماز مستحب خود،سوره « توحيد ، قدر و آيةالکرسی » را بخواند خداوند او را موفق به افضل اعمال انسانها نموده است؛ مگر کسی که شبيه آن کند و از او زيادتر بخواند.

* هر کس صبح يک مرتبه اين آيه شريفه را بخواند خداوند متعال يک ملک موکل فرمايد که تا شام،او را از بليات محافظت کند و چون دو مرتبه بخواند دو ملک موکل فرمايد و چون سه مرتبه بخواند سه ملک و چون چهار بار بخواند چهار ملک موکل فرمايد که او را از بليات نگاهدارند تا شام و چون پنج مرتبه بخواند خطاب رسد که او را واگذاريد من خود ايشان را نگاهداری مينمايم؛همچنين اگر شب قرائت نمايد تا صبح از بلاها محفوظ مينماند.

* امام جعفر صادق (ع) فرمود : هرکس بخواهد رسول خدا را در خواب زیارت نماید،هنگامی که نماز عشاء را اقامه کرد، غسلی کامل و با دقت انجام دهد و 4 رکعت نماز بجای آورد، که در هر رکعت 100 مرتبه آیت الکرسی بخواند، سپس 1000 مرتبه بگوید:« اللّهمَّ صَلِّ علی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد»، پس از آن لباس تمیز و پاکی که در آن عمل زناشویی انجام نداده باشد و از حلال بدست آورده باشد، بپوشد و هنگام خواب دست راست خود را زیر گونة راست نهد و 100 مرتبه بگوید:« سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُللهِ وَ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ وَ اللهُ اَکبَر، وَلا حَولَ وَ لا قُوَّۀ اِلّا بِاللهِ» و 100 مرتبه بگوید :«ماشاءَاللهُ»؛ آنگاه پیغمبر اکرم (ص) را در خواب زیارت خواهد کرد.

* علی (ع) : شنیدم از رسول الله (ص) که فرمودند: « فقط صدیقان و عابدان هستند که بر آية الکرسی مواظبت میکنند.»

 

* در آداب سفر هست که ابتدا با اهل خانواده وداع کند و در خانه بایستد و تسبیح حضرت زهرا گوید و سوره حمد را از پیش رو و از جانب راست و چپ بخواند و هم چنین آیة الکرسی را از سه جانب و بعد از آن حرکت کند.

 

 

 
 

منبع : سایت آیة الکرسی

 

نوشته شده توسط : نرگس

معجزات صلوات «1»

اللّهمَ صَلّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد

 

1. رمز سلامتی و تندرستی است.

2. تحفه ای از بهشت برای انسان است.

3. موجب استجابت دعا می شود.

4. کلید بهشت است.

5. بالاترین دعاست.

6. آرام بخش روح تمام اموات است.

7. روشنی بخش شب اول قبر است.

8. دشمنی ها را از بین می برد.

9. آتش جهنم را خاموش و محو می کند.

10. شادی بخش انسان در روز قیامت است.

11. غم و اندوه و حزن را از انسان دور می کند.

12. کلید گشایش روزی است.                                     

13. دهان انسان را خوشبو و معطر می کند.                           

14. از رموز موفقیت است.                                                                                        

15. زینت بخش نماز است.

16. بیمه انسان برای سلامتی است.

17. ولایت علی را زنده می کند.

18. بهترین عمل در عالم برزخ است.

19. انیس روز قیامت است.

20. معجزه اجابت دعا است.

21. سپری محکم در مقابل آتش دوزخ است.

22. مونس انسان در روز قیامت است.

23. یکی از کمالات نماز است.

24. کلید دوستی ها با ائمه اطهار است.

25. گناهان را از انسان محو می کند.                        

26. موجب تقرب انسان می شود.

27. گنج دنیوی است.

28. هدیه ای است از هدایای خداوند برای انسان.

29. بازکننده فصل سختیها است.

30. گناهان انسان را پاک و منزه می کند.                                                                 

31. یکی از محبوب ترین عمل های انسان است.

32. نوری است که انسان را از پل صراط عبور می دهد.

33. فقر و نفاق و جدائی را از بین می برد.

34. رمز موفقیت برای دیدن رسول اکرم (ص) است.

35. نوری است از بهشت برای اشرف مخلوقات.

36. گنجینه داروی معنوی است.

37. رحمت است از طرف خداوند.

38. از ذکرهای الهی برای انسان است.

39. به روح جلا می بخشد.

40. تذکره ای برای انسان برای ورود به بهشت است.

41. بهترین هدیه از طرف خداوند برای انسان است.     

 

 

منبع : صلوات مشکل گشای مشکلات« محمد رضا وفائی»

 

نوشته شده توسط : نرگس